من اغلب سوالات مربوط به Reddit یا Quora را در زیر خط “چگونه می دانم که به عنوان برنامه نویس موفق شوم؟” می بینم (در حقیقت این پست به پاسخی که من در مورد Quora دادم افزوده می شود.) وقتی شخصی در نظر دارد تغییر شغلی ، یا به توسعه نرم افزار علاقه مند است و از آنچه در آن می خواهد کنجکاو باشد ، به ناچار سوال برنامه نویسی مطرح می شود.
در واقع ، من فکر می کنم این مانع اصلی برای ورود در ذهن افراد است که هیچ گونه آموزش رسمی در زمینه محاسبات نداشته باشند. طبیعی است که فکر کنید اگر شما در برنامه نویسی خوب نیستید ، پس میل شما یک مبتدی نیست. اگر می خواهید بازیگر باشید و تعجب کنید که آیا بازیگری خوبی دارید ، مانند این است که مانند آن است.
من به عنوان یک مدرس که تدریس وب کامل استک را آموزش می دهد ، بسیاری از برنامه نویسان “بار اول” را آموزش داده ام. و خبر خوب این است که من به ندرت دانشجویی پیدا کرده ام که نمی تواند یاد بگیرد برنامه نویسی کند. من آن را به عنوان یک مهارت اساسی انسانی ، درست مثل خواندن ، نوشتن و حساب حس می بینم. هر کسی می تواند این کار را انجام دهد ، بخشی از ظرفیت های انسانی ما است ، اما باید آموخته شود.
در طی دو سال گذشته تدریس ، شاهد مبارزات مختلف دانش آموزان در این فرایند و برخی مضامین مشترک در مبارزات آنها هستیم. اگر به این لیست نگاه کنید و آنها را در خود ببینید ، مطمئن باشید ، واقعاً در برنامه نویسی خواهید خورد و احتمالاً باید کاری دیگری برای ارتباط با وقت خود پیدا کنید. اما اگر هنوز به هدف خود برای تبدیل شدن به یک توسعه دهنده متعهد هستید ، می توانید به راحتی با این موضوعات روبرو شوید و تغییر دهید.
برنامه نویسی یک مهارت اساسی انسانی است ، درست مانند خواندن ، نوشتن و حساب. هر کس می تواند یاد بگیرد که با زمان و تلاش برنامه نویسی کند.
لیست زیر به شما کمک می کند بدانید که در برنامه نویسی مکیده اید – و اگر می خواهید تغییر دهید چه کاری می توانید انجام دهید.

۱ | کمبود کنجکاوی
اگر کنجکاوی در مورد رایانه ها و نحوه کار فناوری نداشته باشید ، هرگز به عنوان یک برنامه نویس موفق نخواهید شد.
یک نیاز اساسی برای یادگیری علاقه فعال به چیزی است که شما می آموزید. اگر فکری برای فن آوری کنجکاوی ندارید ، در یادگیری دانش گسترده و عمیق مورد نیاز برای داشتن یک برنامه نویس موفق ، انرژی لازم را برای ادامه آن ندارید.
در مقابل ، دنیای فناوری مانند اقیانوس عظیمی از حوزه های جالب ، ایده های به هم پیوسته و امکاناتی است که می تواند تخیل را برانگیزد. این انگیزه ذاتی داخلی را می طلبد که بخواهید در آن غواص شوید و هرچه را می توانید کشف کنید.
کنجکاوی خود را پیدا کنید: از خود بپرسید که آیا برنامه نویسی واقعاً به شما علاقه دارد؟ اگر پاسخ صادقانه شما این است که اینگونه نیست ، بروید چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. در وقت و انرژی خودتان را ذخیره کنید. اما اگر پاسخ شما “بله” است ، به خود فشار دهید که چیز جدیدی را که قبلاً متوجه آن نشده اید ، اقیانوس پهناور را بشناسید و کمی عمیق تر فرو شوید.

۲ | عدم استقلال و توانمندی
اگر توانایی حل مشکلات برای خودتان را ندارید ، هرگز به عنوان یک برنامه نویس موفق نخواهید شد.
بدون شک ، برای اینکه یک برنامه نویس موفق باشید ، باید به توانایی OWN در یادگیری خود اطمینان داشته باشید. این در واقع یک مهارت اساسی در زندگی است – اگر شما بالای ۱۸ سال دارید ، هیچ کس موظف نیست چیزی را به شما یاد دهد. این واقعیت است این اطلاعات برای شما و کمک به شما لازم است تا بدانید که چه چیزی برای شما مهم است را پیدا کنید.
در دنیای توسعه ، تمام اطلاعات مورد نیاز شما در آن مکان جادویی که سابقاً به عنوان بزرگراه اطلاعات معروف شناخته می شود ، یافت می شود. این کتابخانه عظیم دارای یک درگاه بزرگ: Google. یادگیری این مسئله که می توانید به سادگی هر آنچه را که می خواهید در گوگل تایپ کنید و به اطلاعات مورد نیاز خود برسید ، اولین موانعی است که وقتی می خواهید مهارت های مورد نیاز برای فن آوری را یاد بگیرید ، عبور می کند.
علاوه بر این که یک گوگل خوب است ، تمام زبان های برنامه نویسی دارای اسناد و مشخصات هستند که در مورد نحوه کار این زبان کاملاً صریح است. این مانند استفاده از یک فرهنگ لغت است – وقتی کلمه ای را می شناسید که نمی شناسید ، آن را جستجو می کنید. سریعترین ، مطمئن ترین راه برای ایجاد مهارت خود به عنوان یک برنامه نویس ، خواندن اسناد به سادگی است. به معنای واقعی کلمه وجود دارد
از منابع استفاده کنید: تشخیص دهید که تمام پاسخ های مورد نیاز شما واقعاً در آنجا هستند. وقتی سؤالی دارید ، قبل از پاسخ دادن به شخص دیگری برای پاسخ دادن به آن ، مجبور شوید که آن را google کنید و مدارک را بررسی کنید. در وقت دیگری که سعی کرده اید و واقعاً نتوانسته اید جواب مورد نیاز خود را پیدا کنید ، وقت دیگران را صرفه جویی کنید.

۳ | عدم تداوم در مواجهه با مشکل
اگر در مواجهه با مشکلات به راحتی تسلیم شوید ، هرگز به عنوان یک برنامه نویس موفق نخواهید شد.
جوهر برنامه نویسی حل مشکلات است. این دلیل تمام اختراعات رایانه هاست! هر وقت شروع به کار بر روی یک برنامه کردید ، با “پشته” ای از مشکلات روبرو می شوید. و هنگامی که شما یک مشکل را حل کردید ، تقریبا همیشه همیشه مشکل دیگری وجود دارد. شما در حال پیشرفت هستید ، اما همیشه مشکلات جدیدی برای پیش روی دارید.
مواجهه با آن دسته از مشکلات می تواند دلهره آور و دلسرد کننده باشد. اگر احساس می کنید چیزهایی باید “فقط کار کنند” ، پس از ادامه مشکلات ، انرژی لازم را برای ادامه کار ندارید و کم کم عزم عاطفی خود را کم می کنید. این به معنای واقعی کلمه وظیفه شماست که بفهمید چرا کارها کار نمی کنند.
از تجربه درون کلاس من ، معمولاً در هر کلاس یک یا دو دانش آموز وجود دارند که به نظر می رسد برای مواجهه با مشکلات بیشتر نسبت به سایر دانش آموزان – که اغلب مشکلات کاملاً تصادفی و مبهم هستند ، به سختی برخورد می کنند. به دانش آموز یادآوری می کنم که هرچه بیشتر مشکلات پیش روی آنها باشد ، امکان یادگیری عمیق تر و کامل تر افزایش می یابد. اگر بتوانند از طریق این مشکلات درک کنند ، به سرعت متوجه خواهند شد که اعتماد به نفس بیشتری دارند زیرا با مشکلات بیشتری نسبت به دانش آموز متوسط ​​روبرو شده اند و حل کرده اند.
پذیرش بیمار: شما باید تشخیص دهید که مشکلات با قلمرو آمده و مشکلی نیست ، بلکه در واقع چالش هایی است. هر مشکلی که با آن روبرو هستید و بر آن غلبه کرده اید ، درک عمیق تر و توانایی بهتری برای مواجهه با چالش های جدید را به شما می دهد و سریع مشکلات قدیمی را حل می کند.

۴ | هیچ احساس موفقیت در غلبه بر یک مشکل نیست
اگر بعد از حل مسئله احساس هیجان و موفقیت نداشته باشید ، هرگز به عنوان یک برنامه نویس موفق نخواهید شد.
در رابطه با شماره قبلی تسلیم بیش از حد آسان ، فقدان “احساسات خوب” است پس از حل مشکل با موفقیت. وقتی رفع اشکالات و مشکلات به یک تردمیل تبدیل می شود که به نظر نمی رسد هرگز به پایان برسد ، با هیجان ناشی از غلبه بر یک مشکل ، تماس خود را از دست می دهید.
در واقع یک ضربه دوپامین است که هنگام غلبه بر یک مشکل به آن نیاز دارید. این شبیه به تجربه تکمیل سطح در یک بازی ویدیویی یا حل چالشی مانند جدول کلمات متقاطع یا سودوکو است. همه ما می دانیم که احساس خوبی وجود دارد که از ادامه آن در یک چالش ناشی می شود و در آخر برنده می شود. اما اگر توانایی احساس کردن آن احساسات را از دست داده اید یا در وهله اول هرگز به آن اهمیت نمی دهید ، نمی توانید شادی هایی که از برنامه نویسی حاصل می شود را تجربه کنید. اگر برنامه نویسی را به عنوان یک آسیاب در جایی می بینید که می خواهید نتیجه ای را به آسانی به دست بیاورید ، هرگز یک برنامه نویس موفق نخواهید بود.
جشن گرفتن برنده های خود را: هر زمان که مشکلی را که با آن دست و پنجه نرم کرده اید حل کنید ، هر چقدر هم که کوچک باشد ، همیشه به موفقیت خود افتخار کنید ، استراحت کنید و به خودتان بخاطر کاری که انجام داده اید تبریک می گویم. بگذارید احساس موفقیت غرق شود و شما را برای مشکل بعدی که با آن روبرو هستید ، انرژی بخشد.

۵ | نسبت به یادگیری و درک بی صبرانه
اگر نسبت به یادگیری بی تاب هستید و انتظار دارید سریع و بدون زحمت به همه چیز تسلط داشته باشید ، هرگز در برنامه نویسی واقعاً موفق نخواهید شد.
ما به عنوان انسان موجودات محدود هستیم. حتی اگر دنیای ما سریعتر و سریعتر حرکت کند ، و رایانه ها دلیل اصلی این امر هستند ، ما فقط می توانیم به همان سرعت ممکن حرکت کنیم. مغز ما با سرعتی مشخص کار می کند و بسته به گذشته ، اعتقادات ما ، حالات عاطفی ما ، سلامتی ما … همه ما با سرعت های مختلف یاد می گیریم و یکپارچه می شویم.
دنیای فناوری مانند اقیانوس وسیعی است. شما هرگز به انتهای آن نخواهید رسید ، هرگز به جایی نخواهید رسید که استاد هستید و هیچ چیز دیگری برای یادگیری ندارید. اگر به خود اجازه دهید بیش از حد غرق شوید ، همیشه فشاری خواهید داشت که “گرفتار شوید” و احساس می کنید که هرگز به اندازه کافی نمی دانید. اگر نتوانید آنچه را که می دانید بپذیرید و کمی بیشتر یاد بگیرید ، احساس خواهید کرد که به هیچ جا نمی رسید و تسلیم می شوید.
درعوض ، شما باید از سفر یادگیری برای خود لذت ببرید. هر دانش کمی که به دست می آورید یا مهارت جدیدی که به دست می آورید باید شما را هیجان زده کند. مانند حل مشکلات ، شما باید به خودتان احساس غرور بدانید که یک قدم به جلو برداشته اید ، حتی اگر کوچک باشد.
پیشرفت خود را تأیید کنید: برای یادگیری چیزهای زیادی وجود دارد و سفر برنامه نویسی هرگز به پایان نمی رسد. اما دانش تجمعی است ، پس به آنچه می دانید به آن افتخار کنید و اعتماد کنید که هر کوششی که در یادگیری خود انجام می دهید ، پایه و اساس محکمی از دانش را برای هر کجا که حرفه شما به شما می بخشد ، ایجاد می کند.

۶ | از فکر کردن خسته / خسته می شوید
اگر در تفکر تنبلی داشته باشید و تفکر متمرکز و متمرکز را به عنوان یک کار اجباری تلقی کنید ، هرگز در برنامه نویسی واقعاً موفق نخواهید شد.
برنامه نویسی یک فعالیت تفکر است. ما به عنوان انسان واقعاً در فکر کردن خوب هستیم ، اما واقعیت این است که حتی اگر ما به طور طبیعی تمام روز را صرف انجام آن می کنیم ، در فکر خود تنبل هستیم. اگر شما به آن عادت ندارید ، توانایی حفظ تلاش متمرکز و متمرکز بر روی یک مشکل واحد برای یک دوره زمانی دشوار است.
علائم این امر عبارتند از خیره شدن خالی روی صفحه ، احساس ابر در افکار خود ، احساس تعویق در یک مشکل ، تلنگر بین زبانه های مرورگر ، و اسکن ناخواسته StackOverflow برای “پاسخ”. این نشانه هایی است که شما به یک محدودیت ذهنی رسیده اید و باید راهی را پیدا کنید.
در حین برنامه نویسی ، شما خسته می شوید و فکر می کنید به معنای واقعی کلمه انرژی بدن را مثل ورزش بدن ما می سوزاند. وقتی عادت ندارید انرژی ذهنی مورد نیاز خود را بکار بگیرید ، می توانید تمرکز خود را احساس کنید. اما این دقیقاً مثل رفتن به سالن بدنسازی است ، هرچه این کار را انجام دهید ، قوی تر خواهید شد.
ذهن شما یک ماهیچه است: اطمینان داشته باشید که مغز شما مانند عضله است – هرچه از آن استفاده می کنید ، در تفکر بهتر و کارآمد تر می شود. هرچه قطعات را کنار هم قرار می دهید و مفاهیم ذهنی را توسعه می دهید ، کشف راه حل ها بسیار ساده تر می شود.

۷ | ناتوانی در فکر کردن برای خودتان
اگر انتظار دارید دیگران برای شما فکر کنند و مایل نیستید که جزئیات وضعیت خودتان را بررسی کنید ، هرگز یک برنامه نویس واقعاً موفق نخواهید بود.
هنگامی که شما در حال یادگیری چیزهای جدید هستید ، به راحتی احساس می کنید که فاقد دانش و تجربه برای داشتن نظرات خود باشید. ابتکار عمل یا انجام دادن / گفتن کار اشتباه ، خطرناک به نظر می رسد.
ترس ذاتی همه ما از اشتباه بودن وجود دارد. هنگامی که این ترس از اشتباه ، اکتشاف و کنجکاوی شما را مهار می کند ، شما توانایی رشد دانش واقعی ، دانش را که از تجربه و “شکست” حاصل می شود ، خنثی می کنید. هنگامی که شما نیاز به تکیه بر نظر “گورو” ، یک وبلاگ نویس محبوب ، بهترین تمرین یا پاسخ “کتاب درسی” دارید ، در واقع دانش کار برنامه نویسی را یکپارچه نکرده اید.
شما باید نظرات خودتان را در مورد کارهایی که انجام می دهید و چه چیزی انجام نمی دهید ، پرورش دهید. شما باید درک کنید که چرا فکر می کنید راه حل شما مؤثر است و فواید آن چیست. شما باید یک چشم انداز ظریف را توسعه دهید که فراتر از آنچه آشکار است ، باشد. باید بتوانید طرف خود را “استدلال کنید” ، و پس از آن اگر تغییر کنید ، می توانید دیدگاه جدیدی را که به دست آورده اید ، صاحب خود کنید.
برای خود فکر کنید: از طریق تجربه و مهارت های تفکر انتقادی ، دیدگاه های خود را توسعه دهید. حدس های معقول را ایجاد کنید ، موضع گیری کنید و با افشای اطلاعات جدید حاضر به تغییر می شوید.

۸ | تفکر سفت و تنگ ، باریک و یا بی نظم
اگر در فکر خود سفت و سخت هستید ، و در ساماندهی کد خود مشکل دارید – و با تمرکز افکار خود را سازمان یافته و متمرکز کنید ، هرگز در برنامه نویسی موفق نخواهید شد.
دو افراط وجود دارد که گاهی اوقات در دانشجویان می بینم. اولین رویکرد سفت و باریک به تفکر است. این نگرش از امتناع امتناع می ورزد ، و با وجود بازخورد ، تغییر نمی کند. چیزها فقط از یک منظر دیده می شوند ، و پیشنهادات نادیده گرفته می شوند.
دومین افراطی که من می بینم تفکر نامشخص است. به نظر می رسد دانش آموزان مسائل را پیچیده تر از حد ضروری می کنند ، کد آنها کثیف و سخت است که از آنها پیروی کنید. آنها مشکلات را برانداز می کنند و ۱۰۰ خط کد را می نویسند ، هنگامی که ۱۰ کافی باشد.
وقتی این دو ذهن با هم ترکیب شوند ، نتیجه یک رویکرد صعودی برای برنامه نویسی است ، مانند یک رویکرد نیروی بیرحمانه که منجر به لایه ها و لایه های رفع و “هک” می شود. آنچه مورد نیاز است توانایی برگشت به محلول ، ارزیابی مجدد از آن ، کنار گذاشتن رویکرد اولیه و سازماندهی مجدد است.
عدم مشاهده سایر امکانات یا دریافت بازخورد مانع از رشد و پیشرفت می شود. بی نظمی بودن شما را کند می کند و مانع از دیدن الگوی هایی می شود که در غیر این صورت آشکار خواهد بود. و از کیفیت کلی کار شما کاسته می شود.
بازتاب خود: باید قدمی به عقب بردارید و به تصویر بزرگتر نحوه نزدیک شدن به امور نگاه کنید. چگونه می توانید این کار را بهتر انجام دهید؟ آیا کاری برای انجام زندگی تان آسانتر است؟ چه چیزی گمشده اید که می تواند به شما کمک کند؟

۹ | به جای تشخیص طیف پاسخ های “خوب” و “بد” نیاز به پاسخ “درست” دارید
اگر هدف نهایی برنامه نویسی را پیدا کردن راه حل مناسب و نه طیفی از راه حل ها می دانید ، هرگز به عنوان یک برنامه نویس موفق نخواهید شد.
دانش آموزان هنگام شروع یادگیری مهارت ها یا برنامه نویسی ، می خواهند بدانند که کاری که انجام داده اند “درست” است. جواب همیشه “این بستگی دارد”
علوم رایانه علمی برای ارزیابی معاملات است. با توجه به شرایط مختلف ، کدام یک مسیر بهتری خواهد بود؟ همه اینها به شرایط و اهداف بستگی دارد. هنگامی که برنامه نویسی را به عنوان یک آزمون با جواب درست یا با جواب اشتباه می بینید ، از تصویر بزرگتر کم می کنید و خلاقیت خود را رها می کنید. اگر بتوانید با توجه به شرایط موجود ، آن را توجیه کنید ، می تواند هرگونه پاسخ صحیح باشد.
واقعیت این است که برنامه نویسی بیشتر شبیه نوشتن شعر یا داستان کوتاه است (یا اگر رمان ها به صورت بالقوه رمان باشند). زیبایی و زیبایی وجود دارد که در کد شما دیده می شود و گاهی اوقات فقط توسط شما و دیگر برنامه نویسان قابل تشخیص است. دلایلی که در مورد راه حل خود تصمیم گرفتید ، و نحوه درک پاسخ خود را از “راه درست” یا “روش اشتباه” مهمتر می کنید. داشتن ذهن یک هنرمند به شما امکان می دهد با گزینه ها و امکانات بازی کنید ، نه اینکه فکر کنید تنها یک راه وجود دارد. این زیبایی برنامه نویسی است ، روش های زیادی برای حل یک مشکل وجود دارد و در نظر گرفتن امکانات مختلف باعث می شود این احساس به وجود بیاید که کدام راه برای وضعیت بهتر است.
دریافت خلاقیت: تصدیق کنید که روش های بیشماری برای حل یک مشکل وجود دارد ، و از طریق تجربه و قرار گرفتن در معرض ، شما می توانید اضافه کاری از مدت زمان طولانی درک درستی ایجاد کنید که در مورد کدام یک از راه حل ها بهتر از دیگران باشند. با نگاه به تصویر بزرگ ، تصور کردن امکانات مختلف و اعتماد به روده شما منجر به راه حل های بهتری خواهد شد که رضایت بخش تر باشد.

۱۰ | عدم توجه دقیق به جزئیات
اگر به جزئیات بپردازید و از چیزهای کوچک غافل شوید ، هرگز یک برنامه نویس واقعاً موفق نخواهید بود.
رایانه ها دستگاه های دقیقی هستند. وقتی نوبت به برنامه نویسی رایانه می رسد ، باید دستورات لازم را دقیقاً به روشی که یک کامپیوتر انتظار دارد ارائه دهید. اگر این کار را نکنید ، هیچ کاری مؤثر نخواهد بود. وجود وسط جایی نیست که بیشتر کارها باشد – یا این کار را می کند یا نمی کند.
این بدان معناست که هنگام برنامه نویسی باید به جزئیات توجه کنید. هر فضا ، براکت یا نیم کلنی به حساب می آید. وقتی از جای خود خارج شوید ، هیچ چیز کار نخواهد کرد. هنگامی که کامپیوتر پیام خطایی را برگرداند ، باید بتوانید به آن پیام نگاه کنید و دقیقاً آنچه را که به شما می گوید را بفهمید. و واقعیت این است که اگر جزئیاتی از این دست را از دست می دهید ، می توانستید ساعت ها برای ردیابی مشکلی صرف کنید که به معنای واقعی کلمه نتیجه تایپی بود.
همانطور که می گویند شیطان در جزئیات است. و این قطعاً برای برنامه نویسی صادق است.
به جزئیات توجه کنید: جزئیات مهم است و باید آن را بپذیرید. پس از انجام این کار ، می توانید همیشه کد خود را برای هر چیزی که غیر از مکان باشد اسکن کنید. می توانید کد خود را سازماندهی کرده و از ابزارهایی استفاده کنید که به شما در شناسایی سریع مسائل کمک می کند.
جایزه: با فکر و شغل
این یک مشاهده جانبی است که من متوجه شده ام – دانش آموزانی که بخصوص اهل تجارت هستند ، غالباً بر روی نتیجه متمرکز می شوند تا فرایند. آنها می خواهند یک “برنامه کار” ایجاد کنند که آنها را به سمت ایده های تجاری خود سوق دهد ، آنها می خواهند “ابتدا وارد بازار شوند” ، و منحنی یادگیری را به عنوان مانعی برای رسیدن به هدف خود برای شروع فعالیتشان می بینند.
با تأمل در مورد دانش آموزانی که کمک به آنها به عنوان برنامه نویسان برای رشد دشوار بود ، من بی تاب و بی حوصله ای با روند جلوگیری از یادگیری مورد نیاز برای درک واقعی فناوری را پیدا کردم. آنها تمایل دارند فناوری را به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف ، و نه از یک حوزه مشروعیت دانش که باید از آن کاوش و بهره مند شوند ، ببینند.
بعنوان یک برنامه طبیعی برای این ، من دانش آموزان خاصی را پیدا کرده ام که مشاغل بیشتری دارند و با یادگیری آنها تلاش می کنند ، اغلب به سرعت موکلان مستقل کار را برای کار ثبت نام کردند که آنها واقعاً مهارت های خود را ندارند! آنها برای یافتن منابع / قالب ها تلاش می کنند تا پروژه ای را برای مشتری کار کنند ، یا کار را به شخص دیگری تحویل دهند. آنها واقعاً در برنامه نویسی می خوردند ، اما در اینکه مردم بتوانند آنها را برای برنامه پرداخت کنند شگفت آور بودند!
بنابراین آنچه من اضافه خواهم کرد این است که دانشجویانی که مایل به راه اندازی مشاغل هستند ، در فروش ، شبکه سازی و توسعه کسب و کار بسیار عالی هستند و ممکن است بیشتر از دیگران برای یادگیری مهارت مهارت برنامه نویسی تلاش کنند. تمایل طبیعی آنها برای ایجاد فرصت های مالی و پیوند مردم با راه حل ها ، باعث می شود آنها با جزئیات خسته کننده ای که در برنامه نویسی درگیر هستند بی تاب باشند.
نتیجه
در حالی که برنامه نویسی می تواند یک مهارت دشوار برای یادگیری باشد ، مطمئناً یکی از مواردی است که بیشتر افراد می توانند یاد بگیرند. لیست فوق شامل نگرش ها و ذهنیت هایی است که در این راه قرار دارند ، اما بیشتر افراد می توانند بر آنها غلبه کرده و در حوزه برنامه نویسی – در صورت تسلط نبودن – پیشرفت کنند.
اگر به یادگیری برنامه ریزی علاقه دارید ، من شما را تشویق می کنم تا سفر را شروع کنید. لیست بالا را در خاطر داشته باشید و بسیاری از منابع موجود را بصورت آنلاین بررسی کنید که می تواند شما را به سرعت در جلو حرکت دهد. پشیمان نخواهید شد